محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

506

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

روى مراجعت بمقر مستقر نهاده و هنوز نيم فرسخ از منزل برادر طى نكرده بود ، كه برادرش خبردار شده همعنان مهديقليخان مانند بلاى ناگهان ، در آن شب تيرهء چون روزگار گنه كاران ، خود را به او رسانيده مهد يقليخان فرمود كه مشعلها روشن كنند و بيك طرفة العين ، پنجاه شصت مشعل مانند آفتاب و ماه در آن شب سياه از افق عرصه گاه طالع شد فضاى آن دشت نمونهء وادى ايمن گشت و سطح آن وادى مانند صحن سپهر ، از طلوع مهر روشن و نورانى گرديد و از طرفين تيغها علم گشته برق شمشيرهاى درخشان و لمعان خنجرهاى خون فشان ، اطراف و اكناف عرصهء كارزار ، چون صدر النهار شده شب بمثابه‌اى روشن گشت كه سواران در كمال آسانىنشان « 1 » نعال مراكب را ميديدند . درين شب ، جنگى در غايت صعوبت اتفاق افتاد و خرمن حيات بسيارى از لران بىثبات ، از آتش تيغ آبدار ، مانند غبار ، بباد فنا برداد . در اثناى كروفر ، و جلادت مبارزات نصرت اثر ، اتفاقا به حكم تأثير مقابلهء « 2 » بهرام و كيوان ، مهديقليخان با شاهوردى مقابل افتاده مانند سماك رامح نيزه‌ها « 3 » بر يكديگر راست كردند و طعنهاى پى در پى ميانهء ايشان رد و بدل شد . آخر الامر مهديقليخان ، بقوّت بازوى مهدويت ، بيمن اقبال پادشاه نيكو طويّت برو غالب گشته بطعن يك نيزه ، شاهوردى را از پشت زين به روى زمين انداخت و خواست كه فرود آمده دست و گردنش را بخمّ كمند بربندد كه منهى غيب ، نداى « فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ » « 4 » ، به گوش او رسانيد و عنان را اندكى از آن مقصود معطوف ساخت . درين اثنا از غلو و هجوم و ازدحام لران ميشوم ، دو سه روز ديگر از اجل مهلت يافت و او را از زير دست و پاى مركب بيرون بردند و دست بدست ، از آن ورطه رهانيدند . امّا ، اسب و يراق و نيزهء نقره‌اى كه بقول مشهور به وزن چهار من

--> ( 1 ) - م : در كمال‌نشان ( 2 ) - م : مقاتله . ( 3 ) - م : تبرها ( 4 ) - سورهء 86 آيهء 17